سيد جلال مصطفوى كاشانى
97
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )
به عنوان يك سند رسمى ، يادآورى مىكنيم كه هلر شرح حال دو مرد را كه يكى در 152 سالگى و ديگرى در 169 سالگى درگذشته ، ثبت كرده است و مىنويسد : « حد نهايى سنى كه تاكنون وجود داشته و ديده شده است 200 سالگى است » . به موجب يك آمار رسمى كه از مجمع عمومى كشور روسيه در هفتم اكتبر 1855 به دست آمده است ، در سال مزبور در مرز ليوونى ، يك پيرمرد 168 ساله زندگى مىكرد كه هفت امپراطور از سلسله تزار را ديده بود . مدرك تازهتر ، يك پستچى انگليسى به نام تيلور « 1 » است كه در سال 1764 به دنيا آمد و در سال 1898 در سن 134 سالگى درگذشت . از ذكر نام اين چند نفر نبايد استنباط كرد كه تعداد پيران كهنسال كم و معدود است بلكه خيلى بيش از حد تصور مردم است چنانكه در اتازونى در سال 1890 نزديك به چهار هزار شخص بيش از 100 ساله وجود داشته است . بااينكه طول قامت اين افراد كهنسال قدرى كم شده و ستون فقراتشان اندكى خميده مىشود ، با اينهمه ، سلامت آنها محفوظ مانده ، هوش آنها پابرجا ، حس و حركت و حواس پنجگانه آنها بىعيب ، هاضمهشان خوب و حتى در پيرمردان صد ساله به بالا احساسات جنسى بهخوبى حفظ شده و تا روز مرگ فعاليت دماغى و مراكز عصبىشان نيز برقرار بوده است . از جمله ، شورول ، شيمىدان معروف فرانسوى كه در سن 105 سالگى درگذشته ، تا يك روز پيش از فوتش در لابراتور به كارهاى علمى و عادى خود مىپرداخته است . بيشتر اين صد سالهها تقريبا هرگز بيمار نشدهاند . « 2 » و در كالبدشكافى نيز ، غالبا ، هيچ ضايعهاى كه بتوان آن را دليل مرگ دانست در آنها ديده نشده است . « 3 » مرگ طبيعى به علت پيرى ، شيرين ، آرام و آسوده است . « 4 » هنوز هم در گوشه و كنار جهان ، مخصوصا در كوهستانها پيران كهنسالى وجود دارند كه در شرايط زندگى طبيعى و دور از هياهوى تمدن درخشان كنونى با سلامت كامل به كارهاى عادى روزانه مىپردازند ؛ نمونه آن شيرعلى مسلماف است كه روزنامهء اطلاعات در شماره مورخ 13 / 10 / 1346 با عنوان سالخوردهترين بابانوئل دربارهء او چنين مىنويسد :
--> ( 1 ) . Taylor ( 2 ) . la plupart des centenaires n'ont jamais ou presque jamais ete malades ( 3 ) . A'l'autopsie on , ne trouve meme parfois aucune lesion capable d'expliquer la mort ( 4 ) . La mort naturelle par vieillesse est du ce , calme , sereine